باز هم شعر

سلام

۱)نخستین جشنواره داستان کوتاه دفاع مقدس به همت دوست نویسنده ام خانم نسرین ارتجاعی در حال برگزاریست که برای کسب اطلاعات بیشترازشرایط مسابقه و نحوه ارسال آثارمیتوانید به آدرس :

http://www.j-jang.blogfa.com/      مراجعه فرمایید.

۲)اکثر دوستان گله مندندکه مدتهاست بروزنشده ام .شرمنده . عذر بدترازگناه هم نمی آورم اما بگذاریدبه حساب گرفتاریهای ریزودرشت . مشغول ترجمه یک مجموعه شعر جدید و خیلی دوست داشتنی از یک شاعر استانبولی بنام موراتان مونگان هستم . مشغول تهیه یک مجموعه داستان کوتاه برای چاپم . و مشغول خواندن و نوشتن ودیدن . وازهمه مهمتر مشغول دست وپنجه نرم کردن با مشکلات این زندگی وبال شده . پس تاخیرم رابه حساب همه چیزبگذارید الا بی میلی و بی توجهی به دنیای مجاز ودوستان عزیز مجازی .

۳)انجمن مجازی از ۱۳ فروردین ماه به مدت دوهفته دو شعر مرا به نقد گذاشته بود که وظیفه حکم میکرد تک تک از همه دوستانی که زحمت خواندن ونقد را به خوددادند تشکرکنم اما بدلایل گفته شده فرصت نشد و من شرمنده همه شدم تااینجا که باتاخیر ازهمه سپاسگزاری میکنم و تلاش میکنم تا نظرات و پیشنهادات مهربانانه ودلسوزانه شان را به گوش جان پذیراباشم .

۴)واینهم شعری بیات که یکماهی میشودمتولدشده اما...

این دوخط شعر و

چنددانه عزیزی که دوروبرت راگرفته اند

      چند قطره اشکی

                     که گاه وبی گاه رد شادمانی ودلتنگی برگونه ات میگذارد

     و اطاقی کوچک

ـ با قفسه نجیب کتابهایش ـ که عزیزترین جای جهان است

                           اگر نبودند ٬ آسان نمی گذشت !

جزآذرخشی نیست ٬ اما

              فرسوده ات میکند

                                     تا

                                          به انتها برسد .

عاشقانه تحملش کن !

کرج ۲۸/۱/۸۷

 

/ 299 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفا فخرایی

سلام عزیز! با یک شعر به روزم و منتظر نقد و نظرتان. شاد و سربلند!

کوچک

سلامی دوباره جناب سنجابی عزیز.... اون دوتا غزلم رو زندانی نکرده بودم!!! اما.... حالا بایک شعر آزاد و رها شما را دعوت میکنم اگر بیایی... اگر قابل بدانی ای دوست.... مرسی..... "عاشق عشق باید بود..."

دکتر محسن کاظمی تبار

سلام.وبلاگ خوبی داری. به ما هم سر بزن . راستی میت وانید از اشعار استاد فریاد کرمانشاهی در وبلاگتون استفاده کنید با ذکر منبع (که خودمم)

هادی

سلام وب زیبا با نوشته هایی زیبا تر دارید. خوشحال میشم به اشعار منم سر بزنی.

حسین محمدی

سلام آقای سنجابی عزیز سايه ها را جشني است سرد و سنگين و سكوت نغمه در سرد ِ ضميرم ، برپاست كاش ، تنهاي بهارم اينجا بود و مرا از تلخي اين صحن عجيب و از اين رخوتِ تاريكِ سكوت سهمي بود سهم بادي كه به ابرها بردم و نگاه سردي كه لب نيزارم بود آه ، بيرون شوم از تاريكي گاه شرم شب من ، از من بيش است

حسین محمدی

[گل]